|
کلوپ مسخره بازی کلوپ مسخره بازی
| ||
| پشتیبانی انلاین |
[ ] [ ] [ سارا ]
ترجیح میدم مجرد باشم' و به ازدواج فکر کنم، تا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فکر کنم لایک یادت نره:)) [ ] [ ] [ سارا ]
ﺑﻪ ﯾﻪ ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ ﺍﻟﻤﺎﻧﯿﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻪ ﻧﻔﺮﯼ ۵۰ﺗﺎ ﻣﻮﺯ ﻭ ﯾﮏ لایک یادت نره:)) [ ] [ ] [ سارا ]
ﺳﻪ ﺗﺎ ﺯﻥ ﻣﻴﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺩﺧﻮﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻣﻴﮕﻴﺮﻥ ﺭﺩ ﺑﺸﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺶ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻗﻮﻱ ﻣﻴﺪﻩ ﻭ ﺯﻧﻪ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ ﻭﻟﻲ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺗﺎ ﻣﺮﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻣﻴﺮﻩ ﺩﻭﻣﻲ ﻣﻴﮕﻪ : ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻗﺪﺭﺗﻮ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻗﺎﻳﻖ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺭﺩ ﺷﻢ .ﺑﻮﻭﻭﻡ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﺵ ﻣﻴﺰﺍﺭﻩ ﻭ ﺯﻥ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ ﻭﻟﻲ ﺍﻳﻨﻢ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﺎ ﺳﻮﻣﻲ ﻣﻴﮕﻪ : ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﻮﺵ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺭﺩﺷﻢ . بوﻭﻭﻭﻭﻡ ﺧﺪﺍ ﺍﻭﻧﻮ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﻳﻪ ﻣﺮﺩ ﻣﻴﻜﻨﻪ , ﻃﺮﻑ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﻘﺸﻪ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﺻﺪ ﻣﺘﺮ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﻞ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ،،
لایک یادت نره:)) [ ] [ ] [ سارا ]
در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي ميكرد كه سالها بچهدار نميشد.او نذر كرد كه اگر بچهدار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! روز اول يك شيريني فروش ايتاليائي وارد مغازه شد. پس ازپايان كار، هنگاميكه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم يك گل فروش هلندي به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگرماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش راباز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش را باز كند، با چه منظرهاي روبروشد؟ فكركنيد. . برید ادمه مطلب لایک یادت نره:)) ادامه مطلب [ ] [ ] [ سارا ]
مورد داشتیم چهارتا دختر داشتن امتحان راهنمایی رانندگی میدادن لایک یادت نره:)) [ ] [ ] [ سارا ]
پدرم همیشه میگوید “این خارجیها که بیخودی خارجی نشدهاند، خیلی
کارشان درست بوده که گذاشتند برن خارج”
البته من هم میخواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم
و بعد به خارج بروم.. ایران با خارج خیلی فرغ دارد.
خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج میدانم.
تازه دایی دختر عمه پسر همسایهمان در آمریکا زندگی میکند.
برای همین هم پسر همسایهمان آمریکا را مثل کف دستش میشناسد.
اومیگوید “در خارج آدمهای قوی کشور را اداره میکنند”
مثلن همین “آرنولد” که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم
دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد… البته آن
قسمتهای بیتربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است،
بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را
می گذارند مدیر بشود.
خارجیها خیلی پر زور هستند و همهشان بادی میل دینگ کار میکنند.
همین برجهایی که دارند نشان میدهد
که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛
فقط برنامههای علمی آن را نگاه میکنیم.
تازه من کانالهای ناجورش را قلف کردهام تا والدینم خدای
نکرده از راه به در نشوند.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمیشود و نخبههای علمی کشور مجبور
میشوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش میشوند.
مثلاً این “بیل گیتس” با اینکه اسم کوچکش نشان میدهد
که از یک خانواده کارگری بوده، اما تا
میفهمند که نخبه است به او خیلی بودجه میدهند
و او هم برق را اختراع میکند.
پسر همسایهمان میگوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛
شاید ما الان مجبور بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.
از نظر فرهنگی ما ایرانیها خیلی بیجمبه هستیم..
ما خیلی تمبل و تنپرور هستیم
و حتی هفتهای یک روز را هم کلاً تعطیل کردهایم.
شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایهمان شنیدم
که در خارج جمعهها تعطیل نیست.
وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم.
اما حرفهای پسر همسایهمان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانیها ضاتن آی کیون پایینی داریم.
مثلن پدرم همیشه به من میگوید “تو به خر گفتهای زکی”.
ولی خارجیها تیز هوشان هستند. پسر همسایهمان
میگفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند،
حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند.
ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان میروند و آخرش
هم بلد نیستند یک جمله ساده مثل I lav u بنویسند.
واقعن جای تعسف دارد.
این بود انشای من!
********** ارسالی از meysam **********
لایک یادت نره:)) [ ] [ ] [ ]
چه لذتی داره صبح بلند بشی ********** ارسالی از meysam ********** لایک یادت نره:)) [ ] [ ] [ ]
[ ] [ ] [ سارا ]
زنی با صورت کبود رفت سراغ دکتردکتر پرسید: چی شده؟ زن گفت: دکتر، هر وقت شوهرم مست می یاد خونه، منو زیر مشت و لگد می گیره دکتر گفت هر وقت شوهرت مست اومد خونه یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن و این کار رو ادامه بده دو هفته بعد، زن با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت زن گفت: دکتر، قرقره چای سبز فوق العاده بود هر بار شوهرم مست اومد خونه من شروع کردم به قرقره کردن چای سبز وشوهرم دیگه به من کاری نداشت و الان رابطمون خيلی بهتر شده حتی اون كمتر مشروب می خوره دکتر گفت می بینی؟ اگه جلوی زبونت رو بگیری، خیلی چیزا حل می شن لایک یادت نره:)) [ ] [ ] [ سارا ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||