|
کلوپ مسخره بازی کلوپ مسخره بازی
| ||
| پشتیبانی انلاین |
ما نسلی هستیم که بهترین حرف های زندگی مان را نگفتیم تــــــــــــــــا یــــــــــــپ کردیم!!!
********* ارسالی از فرشته********* لایک یادت نره:)) [ سهشنبه 11 آذر 1393 ] [ 23:10 ] [ سارا ]
ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ : ﭘﯿﮋﺍﻧﻠﯿﻮﮐﺎﺭﯾﭙﻨﺪﻭﺍ ﺍﻭﮐﻮﻣﯿﻨﺪﺭﯾﻪ . . . . . . . . ﮐﻮﻫﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﻫﻨﺖ ﺳﺮﻭﯾﺲ. ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻮ !!!! لایک یادت نره:)) [ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 04:54 ] [ سارا ]
شیخ را گفتند یا شیخ! اعراب چگونه عطسه میکنند در حالی که " چ " ندارند؟! شیخ اندکی ریش و پشم خود را خاراند و گفت: همانگونه که " گ " ندارند ولی می*گ*وزند!! مریدان از این جواب متحیر ماندند و خشتک ها دریدند و نعره ها زدند و سر به بیابان نهادند!! لایک یادت نره:)) [ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 04:09 ] [ سارا ]
نیوتون احمقی بیش نبود اگر من قبل از اون میزیستم یقین کنید زودتر از اون به جازبه زمین پی میبردندمی نه با یک سیب بلکه با یه توالت رفتن بگو اخه مردک حتمن باید سیب بخوره تو سرت هروز میری توالت نمیتونی بفهمی از اون چیزای که ازت میرزه بفهمی زمین جازبه داره
لایک یادت نره:)) [ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 03:10 ] [ سارا ]
[ شنبه 08 آذر 1393 ] [ 05:46 ] [ سارا ]
ترجیح میدم مجرد باشم' و به ازدواج فکر کنم، تا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فکر کنم لایک یادت نره:)) [ پنجشنبه 06 آذر 1393 ] [ 04:38 ] [ سارا ]
ﺑﻪ ﯾﻪ ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ ﺍﻟﻤﺎﻧﯿﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻪ ﻧﻔﺮﯼ ۵۰ﺗﺎ ﻣﻮﺯ ﻭ ﯾﮏ لایک یادت نره:)) [ پنجشنبه 06 آذر 1393 ] [ 04:35 ] [ سارا ]
ﺳﻪ ﺗﺎ ﺯﻥ ﻣﻴﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺩﺧﻮﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻣﻴﮕﻴﺮﻥ ﺭﺩ ﺑﺸﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺶ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻗﻮﻱ ﻣﻴﺪﻩ ﻭ ﺯﻧﻪ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ ﻭﻟﻲ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺗﺎ ﻣﺮﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻣﻴﺮﻩ ﺩﻭﻣﻲ ﻣﻴﮕﻪ : ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻗﺪﺭﺗﻮ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻗﺎﻳﻖ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺭﺩ ﺷﻢ .ﺑﻮﻭﻭﻡ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﺵ ﻣﻴﺰﺍﺭﻩ ﻭ ﺯﻥ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ ﻭﻟﻲ ﺍﻳﻨﻢ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﺎ ﺳﻮﻣﻲ ﻣﻴﮕﻪ : ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﻮﺵ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺭﺩﺷﻢ . بوﻭﻭﻭﻭﻡ ﺧﺪﺍ ﺍﻭﻧﻮ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﻳﻪ ﻣﺮﺩ ﻣﻴﻜﻨﻪ , ﻃﺮﻑ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﻘﺸﻪ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﺻﺪ ﻣﺘﺮ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﻞ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ،،
لایک یادت نره:)) [ سهشنبه 04 آذر 1393 ] [ 03:52 ] [ سارا ]
در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي ميكرد كه سالها بچهدار نميشد.او نذر كرد كه اگر بچهدار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! روز اول يك شيريني فروش ايتاليائي وارد مغازه شد. پس ازپايان كار، هنگاميكه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم يك گل فروش هلندي به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگرماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش راباز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش را باز كند، با چه منظرهاي روبروشد؟ فكركنيد. . برید ادمه مطلب لایک یادت نره:)) ادامه مطلب [ سهشنبه 04 آذر 1393 ] [ 03:50 ] [ سارا ]
مورد داشتیم چهارتا دختر داشتن امتحان راهنمایی رانندگی میدادن لایک یادت نره:)) [ سهشنبه 04 آذر 1393 ] [ 03:36 ] [ سارا ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||