|
کلوپ مسخره بازی کلوپ مسخره بازی
| ||
| پشتیبانی انلاین |
حقشونه برا دوست پسراشون ناز میکنند اون وقت دست به دامن لامپ میشن که این اتفاقات بیوفته کلید اسرار - این قسمت ناز کردن [ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 12:46 ] [ maskharebazi ]
اقا خبر رسیده تو بازار بورس هر دونه لامپ با قیمت صد هزار تومن به فروش میرسه
[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 12:44 ] [ maskharebazi ]
صحبت جدید دخترا با هم [ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 12:42 ] [ maskharebazi ]
عزیزم! می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند ”داماد سر است!” و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود! اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیمو بی خود پول هتل ندهیم! اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن،خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد! اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای! اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید… جلوی چشم همه هم که نمیشود! اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا“ به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است”؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم،پس چه کسی کمکم کند؟! اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی! و بالاخره….. اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است
[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 12:31 ] [ maskharebazi ]
[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 12:20 ] [ maskharebazi ]
به دختره ﻣﯿﮕم ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻱ. میگه: ﺧﻮ ﻻﻣﺼﺐ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺗﻮ ﺑﻴﺎ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﻴﺮ جدای از اینکه کاملا قانع شدم فهمیدم کمبود شوهر موج می زنه!!! [ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 01:48 ] [ maskharebazi ]
تو اتوبوس بودم بابام زنگ زده میگه یه لامپ بخر گفتم صد وات یا دویست یهو دیدم همه برگشتن چپ چپ نگاه میکنند [ سهشنبه 15 مهر 1393 ] [ 21:45 ] [ maskharebazi ]
[ سهشنبه 15 مهر 1393 ] [ 15:43 ] [ maskharebazi ]
[ سهشنبه 15 مهر 1393 ] [ 13:08 ] [ maskharebazi ]
به دو دلیل نمیتونیم به بعضیا اطمینان کنیم : ١- اونا رو نمیشناسیم ٢- اونارو میشناسیم ! جمله سنگینی بود یه صلوات عنایت فرمایید بریم سر مبحث بعدی
[ سهشنبه 15 مهر 1393 ] [ 12:22 ] [ maskharebazi ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||