|
کلوپ مسخره بازی کلوپ مسخره بازی
| ||
| پشتیبانی انلاین |
امــروز روز جهانیــ انتقاده....
دختری زیبا بود اسیر پدری عیاش، که درآمدش فروش شبانه دخترش بود! اما جناب زاهد همهمان شب اول، دختر را ......... . مست او را اطراف کلبه خود یافتند و پرسیدند با این وضع،این زمان، در این سرما، اینجا چه میکنی!!!؟
آن بود و زاهد از خیر حاکم چنان، بی پناه ماندم.
او را گفتن: تو برو درمنزل ما بخواب، ما نیز می آییم.
تا صبح چگونه بگذراند در کلبه خوابش برد. برای حفظ سرما هست و چهار پسر بیرون کلبه از سرما مردند!
[ یکشنبه 05 مرداد 1393 ] [ 19:43 ] [ maskharebazi ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||